خرید بک لینک
عبد اللّه بن احمد طائى از پدرش و او از امام رضا (ع) و او از پدرانش از حسين بن على بن ابى طالب (ع) نقل مىكند كه فرمود: على بن ابى طالب در مسجد كوفه بود. مردى از اهل شام برخاست و گفت: يا امير المؤمنين از تو راجع به چند چيز سؤال مىكنم، فرمود: براى فهميدن بپرس و براى ستيزهجويى مپرس، او از چند چيز پرسيد و از جملۀ آنها اين بود كه پرسيد: به من خبر بده كه نخستين كسى كه شعر گفت چه كسى بود؟ فرمود: آدم، گفت: از جملۀ شعرهاى او كدام است؟ فرمود: وقتى از آسمان به زمين فرود آمد و خاك و گستردگى آن را ديد و قابيل، هابيل را كشت آدم چنين سرود: آبادىها و هر كس كه در آن است تغيير يافت، پس روى زمين تيره و زشت شد، هر صاحب رنگ و طعمى تغيير يافت و شادابى صورت نمكين كم شد. شيطان او را چنين پاسخ داد: از آبادىها و ساكنانش دور شو، كه به وسيلۀ من بهشت وسيع بر تو تنگ شد، تو و همسرت در آن مستقر بودى و دلت از آزار دنيا راحت بود، از حيله و مكر من رها نخواهى شد تا وقتى كه آن قيمت پر سود از تو فوت شود، و اگر رحمت خداوند جبار نبود از بهشت برين جز بادى نصيب تو نبود.

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 6:39

صفحه بندی